نظریه

کدام اسپینوزا؟

عنایت چرزیانی
کدام اسپینوزا؟

نظریه‌ای که نتواند حافظِ تحقق حق سوژه در درون فرم عام روابط اجتماعی باشد، با تحریف مفهوم «اقلی شدن» (مفهومی از ژیل دلوز)، در خلأ نهادهای مدنی و اجتماعی، رو سوی شکل‌دهی گروه‌های دوستی و هم‌نشینی و کوهنوردی عده‌ی به خصوصی تحت عنوان «چپ» می‌آورد. اما مفهوم «اقلی شدن» و دگردیسی میل در ساحتِ مولکولی (مینور) ژیل دلوز اساساً یک مفهوم اشتدادی است، نه یک مفهوم شمارشی و امتدادی. در همسایگی همین تحریف است که آقای سلیمی‌مقدم و بسیاری دیگر از دوستان، «کنشگری پراکنده» را به جای «تسخیر دولت» می‌نشانند و احتمالا چنین رویکردی را با مفهوم «امر کثیر» دلوزی برای خود توجیه می‌کنند. فراگیر شدن چنین رویکردی، یک نتیجه‌ی حاد عینی از خود به جا می‌گذارد. این نتایج را در ادامه خواهیم گفت. اما اینجا لازم است نکته‌ای را روشن کنیم. اگر در میدان اجتماعی خود ایستاده‌ایم و قصد فکر کردن و پرسش کردن از این میدان را داریم، و این سنت فلسفی را پایه‌ی معرفتی خود قرار داده‌ایم، بهتر است بدانیم که: پرسش اسپینوزایی و دلوزی این نیست که «چند گروه داریم؟» و «چقدر پراکنده‌ایم؟» بلکه این است: چه تغییری در شدت روابط عینی، علل مادی و نسبت‌های اجتماعی رخ می‌دهد و آیا این تغییر می‌تواند به یک توان مشترک و قابل‌ تعمیم تبدیل شود یا نه؟ پیرو این پرسش بهتر است بگوییم: چگونه نیروهای متفاوت اجتماعی و سیاسی می‌توانند بدون از دست دادن تفاوت خود، در یک مفهوم مشترک و بدن جمعی مشارکت کنند. برای روشن شدن این مطلب «قیام تشنگان» در مردادماه ۱۴۰۰ در جنوب ایران، نمونه‌ی قابل توجهی است. اهمیت این رخداد برای بحث ما در این نیست که آن را یک مدل سیاسی کلی معرفی کنیم یا تمام پیچیدگی‌ آن را به یک مفهوم فلسفی تقلیل دهیم.

 

دانلود مقاله

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها پس از تایید نمایش داده می‌شوند.

دیدگاه شما

کوتاه و مرتبط بنویسید.

0/1200

Loading...

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…