هر چه سختتر زمین بخورند، ما بیشتر تظاهر میکنیم

در فیلم هرچه سخت تر زمین میخورند (The Harder They Fall) محصول ۱۹۵۶ اثر مارک رابسون، تورو مورِنو در هیبت یک قهرمان مردمی قدم به رینگ بوکس میگذارد. چهرهی آرام، جثهی بزرگ و سادگیاش، او را به نماد شجاعتی ناب و بیلکه تبدیل میکند. اما همهچیز دروغ است: هر ضربه و هر پیروزی از پیش تعیین شده است. هنگامی که پرده میافتد، تورو میفهمد که او یک بوکسور نبوده، بلکه یک محصول بوده است؛ و رینگ نه یک میدان نبرد، بلکه یک صحنهی نمایش بوده است.
هفتاد سال بعد، در صحنهی سینمای جهان، شخصیتی مشابه در حال بازآفرینی همان تراژدی است. جعفر پناهی ــکه از او با عنوان ممنوعالکار یا سینماگر مقاوم یاد میشودــ به نوبهی خود چهرهی قهرمان اسیر را مجسم میکند. او نیز، همچون تورو، اما نه با سادگی او، بهدست سیستمی پیش رانده میشود که از تصویر بهظاهر عصیانگر او تغذیه میکند. این همزمانیِ معنادار، معماری قدرت حاکم را عیان میسازد: مهندسی اعتراض، جایی که اپوزیسیون سازماندهی، اندازهگیری و در نهایت مصرف میشود.
دیدگاهها
دیدگاهها پس از تایید نمایش داده میشوند.