جادهای بهسوی ۱۹۸۴

منتشرشده در گاردین، ۳ مه ۲۰۰۳
آخرین کتاب جورج اورول، یعنی ۱۹۸۴، تا حدی قربانی موفقیت عظیم مزرعهی حیوانات شد؛ کتابی که بیشتر خوانندگان ترجیح میدادند آن را تمثیلی مستقیم و ساده دربارهی فرجام غمانگیز انقلاب روسیه بدانند. بههمین دلیل، از همان پاراگراف دوم ۱۹۸۴ ــآنجا که سبیلِ برادر بزرگ ظاهر میشودــ بسیاری فوراً استالین را به یاد آوردند و اینبار هم همان شیوهی تطبیقِ مستقیمِ شخصیتها و مفاهیم را ــکه در مزرعهی حیوانات به آن عادت کرده بودندــ ادامه دادند.
درست است که چهرهی برادر بزرگ آشکارا یادآور استالین است و امانوئل گلداشتاین، دشمن مطرود حزب، شباهت روشنی به تروتسکی دارد، اما این شخصیتها دیگر مثل ناپلئون و اسنوبال در مزرعهی حیوانات با نمونههای واقعیشان انطباقی دقیق و بیابهام ندارند.
با این حال، همین مسئله مانع نشدتوماس پینچُن دربارهی جورج اورول که ۱۹۸۴ در آمریکا عملاً بهعنوان متنی ضدکمونیستی عرضه شود. کتاب در سال ۱۹۴۹ منتشر شد؛ درست در آغاز فضای مککارتیسم، دورانی که کمونیسم بهطور رسمی تهدیدی واحد، جهانی و همهجا حاضر معرفی میشد. در آن فضا دیگر فرقی نمیکرد کسی استالین باشد یا تروتسکی؛ همانطور که برای چوپانها اهمیتی ندارد تفاوت گونههای مختلف گرگ را برای گوسفندها توضیح بدهند.
دیدگاهها
دیدگاهها پس از تایید نمایش داده میشوند.