هنر و ادبیات

جنگ ستارگان و بدن مصادره‌شده‌ی قدرت؛ یا چه کسی پشت نقاب دارت ویدر نفس می‌کشد؟

کیارش انوری
جنگ ستارگان و بدن مصادره‌شده‌ی قدرت؛ یا چه کسی پشت نقاب دارت ویدر نفس می‌کشد؟

پِش‌ش‌ش… هوووو… پِش‌ش‌ش… هوووو…
این، صدای شَر در حماسه‌‎ی جنگ ستارگان است. برای نسلی که در سایه‌ی تصویرهای عظیم قدرت بر دیوارهای شهر، سردرها و قاب‌های رسمی بزرگ شده است، شر پیش از آنکه مسأله‌ای اخلاقی باشد، برآمده از یک منطق زیباشناختی مرعوب‌کننده و فرمال است؛ یعنی همان مکانیسم تمامیت‌خواهی که در آن، به قول بنیامین، سیاست زیباشناختی می‌شود تا قدرت بتواند خود را در اذهان بازتولید کند. در این نظام نشانه‌شناختی، قدرت‌های سرکوبگر برای بقا، ابتدا باید چشم‌ها را از طریق ابعاد غول‌آسا مرعوب و جادو کنند. در نتیجه، شر برای آن نسل، پیش از هر چیز یک تجربه‌ی بصری هولناک می‌شود که در پرتره‌ها، نگاره‌ها و فیگورها تجسد می‌یابد.
در این میان، سینما یکی از بسترهای اسطوره‌سازی مدرنی است که این کابوس‌های انباشته در حافظه‌ی جمعی واقعیت را احضار می‌کند تا منطق درونی‌شان را عریان سازد و گاه پیش‌فرض‌ها را ساختارشکنی کند. جهان جنگ ستارگان دقیقاً همین پیش‌فرض را که «قدرت ابتدا باید چشم‌ها را از طریق ابعاد غول‌آسا مرعوب و جادو کند»، به هم می‌زند. در این جهان، مواجهه با امر شرور به ساحت امر بصری تقلیل نمی‌یابد؛ بلکه در گرو یک سنتز سمعی-بصری است که در آن، صدا سهم عمده‌ای از نمایش قدرت/شر را به دوش می‌کشد.
پِش‌ش‌ش… هوووو… پِش‌ش‌ش… هوووو…

 

دانلود مقاله

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها پس از تایید نمایش داده می‌شوند.

دیدگاه شما

کوتاه و مرتبط بنویسید.

0/1200

Loading...

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…