نظریه

بازگشت نیچه [کتاب]

نیچه، ژرژ باتای، موريس بلانشو، پير کلسفسکی، ژيل دلوز، ميشل فوکو، ژان‌ـ‌فرانسوا ليوتار،‌ ژاک دريدا، ژان‌لوک نانسی، سيلور لوترينژه،‌ جان کِيج، فرانسوا فورکه، جان راخمَن، دِنيس هوليه، ترجمه: زهره اکسیری، مریم برقعی، محدثه زارع، پویا غلامی، پیمان غلامی، شاهین کوهساری، ایمان گنجی، نسرین مزرعه، ایمان مسعودی‌فر، کیوان مهتدی، سیاوش واعظی
بازگشت نیچه [کتاب]

بازگشت نیچه [کتاب، ۱۳۹۱]

دانلود

شامل: درآمد (فردریش نیچه) / اندیشه‌ی کوچگر (ژیل دلوز) / نیچه و قطعه‌نویسی (موریس بلانشو) / برای نیچه (دنیل موشنبرگ) / برای پرندگان (جان کیج) / یادداشت‌هایی درباب بازگشت سرمایه (ژان‌فرانسوا لیوتار) / رقص نشانه‌ها (سیلور لوترینژه) / نیچه‌ی لیبیدویی (فرانسوا فورکه) / نیچه، تبارشناسی، تاریخ (میشل فوکو) / نیچه، فوکو، و آنارشیسم قدرت (جان راخمن) / نیچه و فاشیست‌ها (ژرژ باتای) / نیچه و کمونیسم (ژرژ باتای) / احمقِ هگل (دنیس هولیه) / زن‌شدن (ژک دریدا) / اقتضای بازگشت: ۱۹۶۹ (موریس بلانشو) / فراموشی و یادآوری در تجربه‌ی بازگشت ابدی (پیر کلسفسکی) / تجربه‌ای در دل (ژان‌لوک ننسی) / جنون نیچه (ژرژ باتای)

𖡺

منبع اصلی کتاب حاضر مجموعه مقالات منتشر شده در کتابی است با عنوان بازگشت نيچه در شماره‌ی سوم از مجموعه‌ی اسکيزوکالت. دو مقاله از بلانشو، يک مقاله از باتای (علاوه بر دو مقاله‌ی موجود)، و يک مقاله از نانسی در ترجمه‌ی فارسی به متن کتاب اصلی اضافه شده‌اند

𖡺

فریدریش نیچه

اراده‌ی قدرت، پاره‌ی ۱۰۶۷ (۱۸۸۵)

و می‌دانید که «جهان» نزدِ من چیست؟ می‌خواهید آن را در آیینه‌ام نشان‌تان دهم؟ این جهان: هیولایی از انرژی، بی‌آغاز، بی پایان؛ انبوهه‌ی استوار و آهنینی از نیرو که بزرگ‌تر یا کوچک‌تر نمی‌شود، خود را مصرف نمی‌كند بلكه تنها شکلِ خود را تغییر می‌دهد؛ چونانِ یک کُل، با اندازه‌ی تغییرناپذیر، خانواری بی‌هزینه یا زیان، اما بی‌افزایش یا درآمد نیز؛ در حصارِ «هیچی» چونانِ یک مرز؛ نه چیزی تیره‌وتار یا بربادرفته، نه چیزی امتدادیافته تا بی‌نهایت، بل نهاده در فضایی معین همچون نیرویی معین، و نه قلمروی که شاید این‌جا یا آن‌جا «تهی» باشد، بل همچون قلمروی سراسر نیرو، همچون بازی نیروها و امواجِ نیروها، همزمان یکتا و بسیار، این‌جا به حالِ افزایش و همزمان آن‌جا به حالِ کاهش؛ دریایی از نیروها روان و شتابان همراهِ هم، جاودانه در حالِ تغییر، جاودانه طغیان‌کنان به پس، با سنواتِ عظیمِ بازگشت، با جزر و مدِ شکل‌هایش؛ کوشان از دلِ ساده‌ترین شکل‌ها به‌سوی پیچیده‌ترین، از دلِ آرام‌ترین، استوارترین، و سردترین شکل‌ها به‌سوی پرحرارت‌ترین، آشوبناک‌ترین، خود‌ـ‌متناقض‌ترین، و آن‌گاه دوباره بازگردنده به خانه‌ی شکل‌های ساده از دلِ این فراوانی، از دلِ بازی تناقض‌ها به‌سوی شادی توافق، همچنان آری‌گویان به خویش در این یک‌شکلی دوره‌ها و سنوات‌اش، متبرّک‌کنانِ خویش چونانِ آن‌چه باید جاودانه بازگردد، همچون شدنی که هیچ کامیابی‌ای، هیچ بیزاری‌ای، هیچ خستگی‌ای، نمی‌شناسد: این، جهانِ دیونوسوسی خود‌ـ‌آفرینشگری جاودانه و خود‌ـ‌ویران‌گری جاودانه‌ام، این جهانِ رازناکی لذّتِ شهوانی دولایه، «فراسوی خیر و شر»ام، بی‌هدف، مگر آن‌كه شادی چرخه خود هدفی باشد؛ بی‌اراده، مگر آن‌كه حلقه‌ای اراده به‌سوی خود را خوش داشته باشد ــ آیا نامی برای این جهان می‌خواهید؟ پاسخی برای همه‌ی چیستان‌های آن؟ روشنایی برای شما، نیز، شما نهانی‌ترین، نیرومندترین، بی‌باک‌ترین، و نیمه‌شبانه‌ترین مردمان؟ ــ این جهان اراده‌ی قدرت است ــ و دیگر هیچ! و شما خود نیز همین اراده‌ی قدرت‌اید ــ و دیگر هیچ!

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها پس از تایید نمایش داده می‌شوند.

دیدگاه شما

کوتاه و مرتبط بنویسید.

0/1200

Loading...

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…