فایل صوتیِ نَرتخوانی؛ حلقهی نخستِ «نَرتنامه»ی اُسِتی؛ برگی از افسانههای پهلوانیِ ایرانیتباران قفقاز

فایل صوتی داستانخوانی؛ حلقهی نخستِ «نَرتنامه» اُسِتی؛ برگی از افسانههای پهلوانیِ ایرانیتباران و ایرانیزبانانِ قفقاز
𖡺
بنا به فدار تکازیف (مدیر بخش ادب فولکلور در مؤسسهی علوم انسانی آبایف، ولادیکَوکاس، اُستیای شمالی) ریشههای حماسهی نَرتمردمان به سدهی دوم پیش از میلاد، یعنی روزگار یکپارچگی اقوام ایرانی بازمیگردد (نارتنامه: حماسهی ادبی اوستها (ایرانیتباران قفقاز)، ترجمهی موسی عبدالهی و مریم جوادی، نگارستان اندیشه، ۱۳۹۸، ۱۵.) فایل صوتیِ این داستانها بر پایهی گردانشهایی صورت گرفته که پیشتر در همین وبسایت منتشر شدهاند و نسخهی پایهی گردانش جملگی داستانها نه نسخهی روسی، نه نسخهی اصل اُستی، که گردانشی است که جان کُلارُسو در ۲۰۱۶ به انگلیسی منتشر کرده و چنانکه پیشتر در یادداشتهای گردانش شماری از این داستانها اشاره شد، «نرتنامه» در گردانش کلارُسو تفاوتهایی قابل توجه با تنها ترجمهی فارسیِ تاکنونمنتشرشده دارد. از اینرو، در خوانش اسامی خاص تاحد ممکن بر همان خوانش کلارسو تکیه کردیم و نیز به ریشهشناسی و مطالعهی واسیلی آبایف؛ بنا به آبایف، نام یکی از شخصیتهای اصلی حلقهی نخست «نرتنامه» همانا «وَرخَگ یا اِوارخاگ»، برگرفته از ریشهی نیاـایرانیِ وَرخَکَه، و حامل وجه صفتی «گرگ» است؛ نام «آخسار یا اَخشَر» نیز ریشهای نیاـهندوایرانی دارد، به معنی دلاور، گُرد، یَل، نیو و دلیر، و نیز دوقلویش، «آخسارتاگ یا اَخشَرتَگ»، هم به همین سیاق به معنی کسی از رستهی جنگاور، سلحشور و شاهوار است و این هر دو برادر، به یک معنا، فرزندان خورشیدند؛ نامِ شخصیتِ «اوریزماگ یا اوریژمَگ» نیز ریشهی نیاـهندوایرانی دارد بهصورتِ «وَرزَهمَکَه» ؛ پارهی نخستش، ورزه، بهمعنی آنچه امروز در مازنی وِراز، و به فارسی میانه ساسانی وَراز، همان گُراز در فارسی نو یا نرّهگراز خوانده میشود و پارهی دومش ریشهای نیاـهندواروپایی دارد به معنیِ «پسر/پور»، و رویهمرفته یعنی «پسر گراز وحشی»، و نام «شاتانا یا سَتانا»، خاستگاهی آمیخته از ایرانی و چرکسی دارد؛ به معنی «مادر صد نیو» یا «مادر صد پهلوانِ نرتی» یا «مادر صد نرّهیل»؛ که در آن پار نخست را از ریشهی ایرانی و پار سپسین را چرکسی دانستهاند. بر پایهی تحلیل تطبیقی و مطالعات واسیلی ایوانویچ آبایف بر نَرتنامگ، خاستگاهِ این حماسه در افسانههای کوچندگان و ایلیاتهای ایرانیِ شمالی، یعنی سکاییها، سَرمها [تیرهی سرمت] و آلانها پیریزی شده است؛ برای مطالعهی بیشتر بنگرید به ترجمههای این داستانها در همین وبسایت. این کوشش کوچک تنها یکی روزن خُرد به جهان شگفت و ناشناختهی ایرانیزبانان و ایرانیتباران قفقاز است؛ از یاری و همدلی دوستانی که در به فرجام رسیدن این کوشش کوچک همراهیمان کردند سپاسگزاریم.
Urizhmag /wǝrǝzmæg/, /uruzmæg/, /oræzmag/ نامِ ایرانیِ باستان ← */warza-maka-/ وَرزاـمَکَه؛ پسرِ گراز وحشی؛ اوریزماگ؛ اوریژمَگ
Khamis /xæmǝc/ */x̌amǝč‛y/ */x̌emč‛y/ خمیس یا خامیتس
Shoshlan /soslan/ احتمالا هندوایرانی */šwas-āryānām/ / آریانزاد، یا نشانِ آریاییان؛ شوَسـاَریانام */sos-alan/سُسلَن یا شُشلَن؛ در آلانی: سُساَلَن
wærxæɡ / warxa-ka ورخَگ یا اوارخاگ
/sata-na-ya/ شاتانا؛ سَتَنیه
𖥂
دانلود پارهی یکم ـ زایش اخشر و اخشرتگ
دانلود پارهی دوم ـ شمشیر اَخشَر
دانلود پارهی سوم ـ سیبِ نَرتمردم
دانلود پارهی چارم ـ جراسای زیبا
دانلود پارهی پنجم ـ مرگ اخشر و اخشرتَگ
دانلود پارهی ششم ـ زایش اوریژمَگ و خمیس
دانلود پارهی هفتم ـ پیداشدن وَرخَگ و همسرگزینی جراسا
دانلود هشتم ـ مرگ جراسا و زایش شاتانا
دانلود پارهی نهم ـ همسرگزینی شاتانا و سرنوشت اِلدا
دانلود پارهی دهم (پایان حلقهی یکم) ـ جدایی شاتانا از اوریژمگ
سه نمونه از داستانهای پراکندهی «نَرتنامگ»؛
دانلود داستان «پسر بینام اوریژمگ»
دیدگاهها
دیدگاهها پس از تایید نمایش داده میشوند.