در نقد برخی از مواضع فلسفی/سیاسی محمدمهدی اردبیلی

محروم کردن جامعه از امکانهای «تولید معنا» نسبت به رخدادهای اجتماعی، یکی از سیاستهای رسانهای چند دههی اخیر در ایران است. عموماً بعد از هر حادثهی مهمی در جامعه (جنبش، اعتراض و…) خبرنگاران و روزنامهنگاران و مستندسازان مستقل و غیر وابسته، اولین گروهی هستند که باید از صحنه کنار گذاشته شوند. شاید بتوان ذیل همان مفهوم کلاسیکِ سانسور این اقدام را دستهبندی کرد. اما مسألهی بغرنجی که در این میان رخ میدهد فراتر از معضل سانسور است. در فقدانِ پیمایشها و آمارها و مستندات کافی و معتبر، چهرههایی سر میرسند که روایت خود را بر واقعیت اجتماعی تحمیل میکنند و ممکن است عواقبی بر جای بگذارند. اینجا دیگر مهم نیست مردمی که در یک وضعیت تاریخی و اجتماعی حضور بدنی و ذهنی داشتند چه ادراکی از کنش خود داشتند. مردم از فرایند «تولید معنا» کنار نهاده میشوند اما کنش آنها به مثابه یک امر معناپذیر، مادهی خام روایتها میشود و در اختیار چهرههای دارای تریبون و حاضر در رسانهها قرار داده میشود. محمدمهدی اردبیلی از جملهی کسانی است که در این «فقدان» یا «شکاف» اجتماعی ایستاده است.
دیدگاهها
دیدگاهها پس از تایید نمایش داده میشوند.